افزایش دمای زمین به یکی از جدیترین تهدیدات قرن بیستویکم تبدیل شده است. مطالعات اخیر نشان میدهند که مدلهای اقتصادی سنتی تأثیر واقعی گرمایش جهانی بر اقتصاد و رفاه مردم را دستکم گرفتهاند. با توجه به اهمیت این موضوع، این مقاله به بررسی دقیقتر یافتههای جدید و ارائه تحلیلی کاربردی برای کاربران میپردازد.
یافتههای تازه: برآوردهای اقتصادی نادقیق و کاهش ثروت
مطالعهای که اخیراً در نشریه Environmental Research Letters منتشر شده است، نشان میدهد که اگر دمای زمین چهار درجهی سانتیگراد افزایش یابد، متوسط درآمد افراد در سراسر جهان ممکن است تا ۴۰ درصد کاهش یابد؛ رقمی که تقریباً چهار برابر تخمینهای گذشته است. حتی در صورت مهار گرمایش در دو درجه سانتیگراد، تولید ناخالص داخلی سرانه جهانی بهطور میانگین ۱۶ درصد کاهش خواهد یافت، که باز هم بهمراتب بیشتر از پیشبینیهای سابق است.
«گرمایش جهانی میتواند تأثیری بسیار بزرگتر از پیشبینیهای گذشته بر اقتصاد جهانی داشته باشد، بهویژه از طریق بحرانهای ناشی از هوای غیرعادی.»
– دکتر تیموتی نیل، دانشگاه نیو ساوت ولز
نقش مدلهای اقتصادی در تصمیمگیریهای اقلیمی
مدلهای اقتصادی که تحت عنوان “مدل ارزیابی یکپارچه” (IAM) شناخته میشوند، ابزاری کلیدی برای سیاستگذاران در ارزیابی هزینهها و فرصتهای کاهش انتشار گازهای گلخانهای هستند. اما این مدلها، به دلیل نادیده گرفتن عوامل کلیدی مانند خشکسالی، سیلاب، و فشارهای بحرانی در زنجیرههای تأمین جهانی، با انتقادهای فراوانی روبهرو بودهاند. مطالعه جدید، با اصلاح این مدلها، شرایط واقعی تغییرات اقلیمی را با دقت بیشتری شبیهسازی کرده است.
هوای غیرعادی: تهدید جدید برای زنجیرههای تأمین جهانی
به گفته پژوهشگران، مشکل اساسی تنها میانگین افزایش دما نیست، بلکه رویدادهای حاد و غیرعادی ناشی از تغییرات اقلیمی نظیر خشکسالی و سیلاب است که اختلالات شدیدی در زنجیرههای تأمین جهانی ایجاد میکند. به عبارت دیگر، در جهانی گرمتر، بحرانهای اقلیمی تأثیرات زنجیرهای و چندگانهای بر اقتصاد جهانی خواهند داشت.
«مشکل اصلی ما میانگین دما نیست، بلکه شدت یافتن حوادث اقلیمی غیرعادی است که میتواند کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.»
– پروفسور اندی پیتمن، اقلیمشناس
مزایای اقدام فوری: از تغییر سیاستها تا پیشگیری از بحرانها
دولتها و شرکتها باید مدلهای اقتصادی خود را اصلاح کنند تا تأثیرات واقعی تغییرات اقلیمی را دقیقتر محاسبه کنند. در غیر این صورت، نه تنها آسیبپذیریهای اقتصادی به درستی درک نخواهند شد، بلکه مزایای اقدام فوری، به ویژه در کاهش انتشار گازهای گلخانهای، بهدرستی ارزیابی نمیشود.
برای مثال، مناطقی مانند کانادا و روسیه که ممکن است به دلیل گرمتر شدن آبوهوا شاهد بهبود کشاورزی باشند، همچنان از اختلالات در زنجیرههای تأمین جهانی و تأثیرات بینالمللی دیگر آسیب خواهند دید.
آیا مدلهای اقتصادی سنتی کفایت میکنند؟
اقتصاددانان نیز به نواقص مدلهای سنتی اشاره میکنند. آنها فرض میکنند که کاهش تولید در یک منطقه، میتواند توسط سایر مناطق جبران شود، اما این فرض در دنیای امروز که وابستگی شدید اقتصادی میان کشورها وجود دارد، غیرواقعی بهنظر میرسد. بهعلاوه، بسیاری از پیامدهای مهم مانند مهاجرتهای زیستمحیطی، افزایش سطح دریاها و تنشهای ژئوپلیتیکی نیز در این مدلها لحاظ نشدهاند.
«نادیده گرفتن آثار واقعی تغییرات اقلیمی در مدلهای اقتصادی، مزایای مهم اقدام سریع و سیاستگذاریهای اقلیمی را کماهمیت جلوه میدهد.»
– مارک لارنس، استاد دانشگاه آدلاید
نتیجهگیری نهایی: اهمیت بازنگری فوری در مدلهای اقتصادی
مطالعات جدید نشان میدهند که اثرات گرمایش جهانی بسیار فراتر از برآوردهای قبلی است و جامعه بینالمللی باید برای بهروزرسانی مدلهای اقتصادی و اتخاذ سیاستهای اقلیمی جسورانهتر اقدام کند. این امر شامل پایبندی به تعهدات اقلیمی، کاهش سریع انتشار گازهای گلخانهای و همکاری جهانی برای جلوگیری از بحرانهای اقلیمی است.
نظر شما درباره این موضوع چقدر اهمیت دارد؟ آیا دولتها و سازمانها باید نگاه خود به گرمایش جهانی را تغییر دهند؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید و با دیگر کاربران به گفتوگو بپردازید!
دیدگاه ها