مهاجرت نخبگان و بازگرداندن نوابغ علمی به کشور، یکی از مهمترین دغدغههای حوزه علمی و اقتصادی ایران بوده است. تصویب آییننامههای جدید توسط دولت با هدف جذب این افراد، چشمانداز تازهای را نمایان میسازد. این مقاله تلاش میکند تا جنبههای مختلف این قوانین، مشکلات احتمالی و تأثیرات آنها بر آینده کشور را به طور جامع بررسی کند.
تصویب آییننامه جدید؛ قدمی بزرگ به سوی بازگشت نخبگان
دولت در واپسین روزهای سال گذشته، آییننامهای را تصویب کرد که هدف اصلی آن، شناسایی نخبگان ایرانی ساکن خارج از کشور و تشویق آنان به بازگشت به میهن است. این آییننامه که در بیست و ششم اسفندماه ۱۴۰۱ نهایی شد، با همکاری معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری و وزارت امور خارجه اجرایی خواهد شد.
این برنامه شامل ۱۵ ماده است که جزئیات کاملی از روشهای اجرایی و مسائل مربوط به مشروطیت بازگشت نخبگان را ارائه میدهد. از جمله نکات جالب توجه، بندهایی است که به موضوع نظام وظیفه و تسهیل اشتغال نخبگان بازمیگردد. در ادامه به طور دقیقتر به این موارد میپردازیم.
نظام وظیفه: چالش یا فرصت برای نخبگان بازگشتی؟
یکی از دغدغههای مهم نخبگان مرد ایرانی خارج از کشور، مسئله نظام وظیفه است. در آییننامه جدید تدابیری اندیشیده شده که این مشکل تا حد زیادی کاهش یابد. بر اساس ماده ششم، معاونت علمی موظف است با ستاد کل نیروهای مسلح همکاری کند تا شغلهای تخصصی برای نخبگان تعریف شود؛ به گونهای که آنان بتوانند خدمت نظام وظیفه خود را در قالب پروژههای علمی و تخصصی، داخل یا حتی خارج از کشور بگذرانند.
حذف موانع استخدامی در مشاغل دولتی
آییننامه جدید شرایطی را فراهم کرده تا نخبگان بازگشتی، بدون نگرانی از عدم داشتن کارت پایان خدمت نظام وظیفه، بتوانند در مشاغل دولتی استخدام شوند. این گام میتواند جذابیتی مهم برای افرادی باشد که قصد بازگشت به وطن دارند اما نگران پیچیدگیهای قانونی بودند.
سازمان اداری و استخدامی کشور موظف شده است که گواهینامههای لازم برای منع مانعزدایی استخدام نخبگان را از سازمان وظیفه عمومی فراهم کند. این موضوع یکی از نقاط قوت این آییننامه محسوب میشود.
ارتباط با استادان برتر خارجی؛ گامی در راستای توسعه علمی
بخش دیگری از آییننامه بر روی موضوع ارتباط با متخصصان و نخبگان برجسته خارجی تمرکز دارد. وزارت علوم و وزارت بهداشت موظف شدهاند امکان همکاری دانشجویان ایرانی با اساتید بزرگ مقیم خارج از کشور را فراهم کنند. این همکاریها میتواند شامل مشاوره پایاننامههای تحصیلات تکمیلی یا ارائه پروژههای تحقیقاتی مشترک باشد.
پروژههای گذشته و تجربههای آموختهشده
در طول سالهای اخیر، تلاشهای مختلفی برای بازگرداندن نخبگان انجام شده است. برای نمونه، بنیاد ملی نخبگان در سال ۱۴۰۱ پروژهای مشابه را اجرا کرد که به بازگشت ۲,۵۰۰ نخبه از ۱۰ هزار نخبه شناساییشده منجر شد. اما بررسیها نشان داد که این تلاشها هرگز به تنهایی نمیتوانند موج بازگشتی معنادار را ایجاد کنند.
یکی از موفقترین بازههای زمانی در بازگشت نخبگان به ایران، سالهای پس از امضای برجام بود. در سال ۱۳۹۵ و پس از کاهش تحریمها، تعداد افراد بازگشتی به شدت افزایش یافت و به نتایج قابل توجهی در حوزههای مختلف از جمله ایجاد شرکتهای دانشبنیان و جذب هیئت علمی منجر شد.
تحدید یا تسهیل؟ چالشهای آینده
با وجود تمامی این تدابیر، سوالی که مطرح میشود این است که آیا این قوانین به تنهایی میتوانند تغییرات چشمگیری ایجاد کنند؟ تجربه نشان داده است که تدابیر صرفاً دستوری معمولاً ناکارآمد بوده و باید همراه با مشوقهای واقعی نظیر بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور، اجرا شوند.
نکته دیگری که باید توجه کرد، این است که آیا فضای فعلی بازار کار، زیرساختهای لازم برای جذب این نخبگان را فراهم دارد یا خیر. بازگشت دوامدار به عوامل بیشتری از جمله اطمینان از پایداری در سیاستها و جذابیتهای زندگی در کشور بستگی دارد.
نتیجهگیری نهایی
آییننامه جدید دولت تلاشی ارزنده در راستای جذب نخبگان و متخصصان ایرانی خارج از کشور است. اما باید توجه داشت که این تنها یک شروع است و برای موفقیت بیشتر، نیازمند اقداماتی مکمل در عرصههای فرهنگی، اقتصادی و سیاستگذاری آینده هستیم.
نظر شما درباره این آییننامه چیست؟ آیا این برنامه میتواند کمک کند تا موج مهاجرت معکوس نخبگان به ایران ایجاد شود؟ دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید و بحث را ادامه دهید.
دیدگاه ها